على بن حسين واعظ كاشفى
419
رشحات عين الحيات ( فارسي )
بايد كه تحقيق اسم خود كنى ، يعنى كمال سعى را بجاى آرى كه بندگى حق سبحانه بر وجه اكمل كنى و آنچه راقم اين حروف را در معنى اين سخن بخاطر مىرسد آنست كه تحقيق اسم خود كنى ، يعنى آن اسمى كه مربى تست و مبدا فيض تو ، او است و به حقيقت « 1 » ، حقيقت تو مظهر آن اسم است و رب تو كه آخرالامر بازگشت و رجوع تو به او خواهد بود ، او است و متحقق به آن اسم شدن « 2 » آنست كه حقيقت سالك ، آئينه شود كه آن اسم در وى با لوازم خود به تمامى تجلى كند و از مظهر « 3 » وى بر وجه كمال ظاهر گردد و وى در ظهور آثار و احكام آن تجلى مستغرق و مستهلك شود . حضرت ايشان مىفرمودند كه هميشه نظر سيد قاسم قدس سره بر عاقبت امور « 4 » مىبود و شيخ بهاء الدين عمر ، اين نظر نداشتند ، يكبار پيش حضرت شيخ درآمدم اتفاقا جمعى « 5 » فقيران از ظلمه دادخواهى مىكردند و پيش ايشان گفت و شنيد بسيار بود ، شيخ « 6 » بجانب من نظر كردند و فرمودند كه شب كجا « 7 » بودهايد من مقصود ايشان فهم كردم ، يعنى مناسبتى كسب كردهايد كه در چنين محل آمديد . حضرت ايشان مىفرمودند كه اگر « 8 » شيخ نظر بر عاقبت و استعداد مىداشتند چنين نمىگفتند . از مولانا فتح اللّه تبريزى رحمه اللّه منقولست كه گفته « 9 » ، من در ملازمت « 10 » حضرت سيد قاسم قدس سره بسيار مىبودم و بمسائل تصوف « 11 » ميل و شعف « 12 » تمام داشتم تا غايتى كه بسيار شبها در تعقل يك مسئله از دقايق اين طايفه بروز مىآوردم كه خواب نمىآمد يكبار در صحبت سيد نشسته بودم ، كه حضرت ايشان درآمدند ، سيد قاسم تلقى « 13 » و اقبال تمام نمودند و معارف غريب و دقايق عجيب فرمودند و هربار
--> ( 1 ) - بر : و تحقيق حقيقت تو ( 2 ) - بر : شدن است كه ( 3 ) - مى : و آن مظهر ( 4 ) - بر : امور بود ( 5 ) - مج : جمع فقيران ( 6 ) - مى : ( شيخ ) ندارد ( 7 ) - بر : شب كجا بودى ، مج : كه امشب كجا بودهايد ( 8 ) - بر : اگر حضرت شيخ ( 9 ) - مى : كه گفت من ( 10 ) - مج : ( در ملازمت ) افتاده ( 11 ) - بر : بمسائل صوفيه ( 12 ) - بر : ميل و شفقت ، چپ : ميل و شغف ( 13 ) - بر : تلقى نمودند و اقبال تمام كردند .